بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعت
ای محیط کرمت عرش صدف
ای محیط کرمت عرش صدف
عرشیان در طلبت باده به کف
ما که لب تشنه احسان توییم
کشتی افتاده به طوفان توییم
نظر لطف بر این کشتی دار
به سلامت برسانش به کنار
خیمه ما به سوی ساحل زن
صدف هستی ما را بشکن
پرده ظلمت ما را بگشای
صفوت گوهر ما را بنمای
جامی از هستی خود گشته ملول
دارد از فضل تو امید قبول
بر سر خوان عطایش بنشان
دامن از گرد خطایش بفشان
بنگر اندوه وی و شادش کن
بنده پیر شد آزادش کن
بینشش ده که تو را بشناسد
نعمتت را ز بلا بشناسد
کمر خدمت طاعت بخشش
افسر عز قناعت بخشش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.