راز سخن

بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است

بحر بس ژرف و یم بس طامی

بحر بس ژرف و یم بس طامی
قطب حق بایزید بسطامی
بود روزی به بادیه گذران
دید فرسوده کله ای و بر آن
آیتی ثبت بود کش معنی
بود خسران دنیی و عقبی
چون بر آن سر نوشته را نگریست
بوسه ها زد بر آن و زار گریست
کین سر صوفیی ست افتاده
دو جهان را برای حق داده
برگزیده زیان هر دو سرای
تا بود سودش از میانه خدای
ای خوش آن کس که شد پی این سود
به زیانکاری جهان خوشنود
از دو عالم همین خدا طلبید
دو جهان داد و یک خدای خرید
هر چه بودش ز جنس دنیی و دین
باخت در عشق حق خلیل آیین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.