راز سخن

بخش ۸۷ - مناجات

ای خدا کمترین گدای توام

ای خدا کمترین گدای توام
چشم بر خوان کبریای توام
می رسم بر در تو هر روزه
شی ء لله زنان به دریوزه
نفس و شیطان که خصم دین منند
چون سگان خفته در کمین منند
گر چنین خوار و بی کسم نگرند
پوست بر من چو پوستین بدرند
از بد این سگان امانم ده
هر چه آنم به است آنم ده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.