بخش ۱۴
سرخ زنبوری بر مگس عسل زور آورد تا وی را طعمه خود سازد، به زاری در آمد که با وجود این همه شهد و عسل مرا چه قدر و محل که آن را بگذاری و به من رغبت آری؟ زنبور گفت: اگر آن شهد است تو شهد را کانی و اگر آن عسل، تو سرچشمه آنی.
سرخ زنبوری بر مگس عسل زور آورد تا وی را طعمه خود سازد، به زاری در آمد که با وجود این همه شهد و عسل مرا چه قدر و محل که آن را بگذاری و به من رغبت آری؟ زنبور گفت: اگر آن شهد است تو شهد را کانی و اگر آن عسل، تو سرچشمه آنی.
ای خوش آن مرد حقیقت که ز پیغام و سلام
رو بتابد به سوی مایده وصل رود
اصل چون روی نماید ز پس پرده فرع
فرع را باز گذارد به سر اصل رود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.