راز سخن

بخش ۳۹

اعرابیی شتری گم کرد، بانگ زد که هر که شتر مرا به من آرد مر او راست دو شتر با وی. گفتند: هیهات این چه کار است که سرباری مه از خروار است؟ گفت: شما لذت یافت و حلاوت وجدان نچشیده اید، معذورید!

اعرابیی شتری گم کرد، بانگ زد که هر که شتر مرا به من آرد مر او راست دو شتر با وی. گفتند: هیهات این چه کار است که سرباری مه از خروار است؟ گفت: شما لذت یافت و حلاوت وجدان نچشیده اید، معذورید!
گمشده گرچه حقیر است مگوی
که عنان از طلبش تافته به
هست در قاعده خرده شناس
لذت یافتن از یافته به

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.