راز سخن

روضهٔ ششم (در مطایبه)

بخش ۱۶

زشت رویی پیش طبیب رفت که بر زشتترین جایی دملی برآورده ام. طبیب تیز در روی او نگریست و گفت: دروغ می گویی، اینک روی تو را می بینم، بر وی هیچ دملی نیست!

ز زشتی است که سلطان شرع نپسنددکه عضوهای فرود از کمر برهنه کنی
چو رویت از همه جا زشت تر بود چه عجبکه رو بپوشی و جای دگر برهنه کنی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.