راز سخن

روضهٔ ششم (در مطایبه)

بخش ۶

فاضلی بر یکی از دوستان صاحب‌راز خود نامه می‌نوشت، شخصی در پهلوی او نشسته بود و به گوشه چشم نوشته وی را می‌خواند، بر وی دشوار آمد، بنوشت که اگر نه در پهلوی من دزدی زن‌به‌مزد نه نشسته بودی و نوشته مرا نمی‌خواندی همه اسرار خود بنوشتمی.

آن شخص گفت: والله ای مولانا که من نامه تو را مطالعه نکردم و نخواندم. گفت: ای نادان! پس این را که می‌گویی از کجا می‌گویی؟

هرآن کس که دزدیده بر سر مردشود مطلع شایدش خواند دزد
بر آن کار اگر مزد دارد طمعهمین به که نامش نهی زن به مزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.