راز سخن

شمارهٔ ۱۵

هرچه از جاه تو را بینم و مال

هرچه از جاه تو را بینم و مال
که تو را مانع عیش ابد است
بهر امروز تو هرچند نکوست
بهر فردای تو بسیار بد است
بهر آن دشمن بدخواه تو گر
با تو در معرض بغض و حسد است
بگشا چشم حقیقت بین را
که تو را بینش اهل خرد است
تا ببینی که در آن بغض و حسد
نیکخواه تو و بدخواه خود است
نیکخواه تو چو باشد با او
دشمنی قاعده دیو و دد است
شکر او گوی که در عیش ابد
دشمنیهاش مدد بر مدد است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.