راز سخن

شمارهٔ ۱۷ - تاریخ دیگر

به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه

به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه
که بود سلخ مه فوت احمد مرسل
کشید خواجه دنیا و دین عبیدالله
شراب صافی عیش ابد ز جام اجل
قرارگاه دلش باد در مدارج قرب
معارج درجات و مشاهد کمل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.