راز سخن

شمارهٔ ۲۲۳

گاهی که کشی تیغ نهم گردن تسلیم

گاهی که کشی تیغ نهم گردن تسلیم
هر بی سر و پا را نکشی زین بودم بیم
بر اهل دل آموختن حرف غمت را
شد سینه ناخن زده ام تخته تعلیم
مستخرج احکام شهیدان فراقت
از خون دل و دیده کشد جدول تقویم
هر جا که درافتد سخن سدره و طوبی
ذکر قد رعنای تو اولی ست به تقدیم
جنت طلبان گر لب شیرین تو بینند
درکام همه تلخ شود کوثر و تسنیم
زد کلک مصور پی تصویر خط تو
مشکین الفی چند رقم بر ورق سیم
جامی کند از تنگدلی یاد دهانت
هرجا که بر او تنگ شود قافیه میم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.