شمارهٔ ۲۱۸
قد بدا الصبح علی اسعد فال
قد بدا الصبح علی اسعد فال
و زقی الدیک علی اطیب حال
ساقیا می گذرد وقت صبوح
قدحی چند بده مالامال
رنج مخمور شبانه نرود
جز به میهای صبوح از دنبال
صبحدم تشنه لبان را می لعل
می دهد خاصیت آب زلال
حبذا آب زلالی که ازوست
شسته از چهره جان گرد ملال
جامیا باده خور و دار حرام
به حلالیش مرو راه ضلال
زانکه می خاصه به شیرین پسران
مستی آرد چه حرام و چه حلال
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.