راز سخن

شمارهٔ ۱۵۱

رخ نمودی صفا همین باشد

رخ نمودی صفا همین باشد
خط فزودی بلا همین باشد
کارم از طره تو درهم شد
کار باد صبا همین باشد
کشمت گفته ای برای خدا
از برای خدا همین باشد
فکر وصل تو هر که را گفتم
گفت ماخولیا همین باشد
شد ز مهرت مس وجودم زر
اثر کیمیا همین باشد
تو شهی خیل نیکوان حشمت
حشمت و کبریا همین باشد
بنما ابروان که جامی را
قبله گاه دعا همین باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.