شمارهٔ ۱۲۸
منم امروز حریف قدح آشامی چند
منم امروز حریف قدح آشامی چند
چهره رنگین چو گل از باده گل اندامی چند
بهر ساقیگری و مطربی و قوالی
کرده آرام دل خویش دلارامی چند
وادی قدس بود کوی مغان باد سرم
خاک پایی که درین کوی زند گامی چند
پر برآمد دلم از محنت ایام فراق
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
وعده بوسه نباشد ز تو حد چو منی
هستم از لعل تو خوشنود به دشنامی چند
ما به بدنامی عشقیم نکونام شده
واعظا چند بری عرض نکونامی چند
جامی اندوه جهان چند، به میخانه درآی
یک دو دم پای خمی گیر و بزن جامی چند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.