راز سخن

شمارهٔ ۲۴

روزی بینی مرا به خاک افتاده

روزی بینی مرا به خاک افتاده
وز تیغ اجل به سینه چاک افتاده
جان روی به عالم بقا آورده
تن بر سر بستر هلاک افتاده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.