شمارهٔ ۱۸
شوخی که بلای دل و دین افتاده ست
شوخی که بلای دل و دین افتاده ست
برخاک ره از خانه زین افتاده ست
او پرتو خورشید جمال ازل است
از وی چه عجب گر به زمین افتاده ست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.