شمارهٔ ۱۴
ای خوانده به عزم رفتن افسون همه
ای خوانده به عزم رفتن افسون همه
بگرفته غمت درون و بیرون همه
ما زنده به آنیم که بازآیی زود
گر دیر آیی به گردنت خون همه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.