راز سخن

شمارهٔ ۵۲

به صحرا دید ماری آن مخنث

به صحرا دید ماری آن مخنث
که از مردی نبودش هیچ رنگی
ز بیم مار می لرزید و می گفت
که اینک مار کو مردی و سنگی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.