شمارهٔ ۴۵۶
همیدهد خبر از گل نسیم صبحدمی
همیدهد خبر از گل نسیم صبحدمی
ز گشت باغ میاسا به عذر بیدرمی
به دست اگر درمت نیست کن به باده گرو
قبای محترمیّ و کلاه محتشمی
به پیش ناوک غم هر گلی کنون سپریست
چرا چنین هدف ناوک هزار غمی
شکوفه بین و بنفشه به باغ و یادآور
ز روز موی سفیدی و عهد پشت خمی
عربنژاد مهی راه من زد ای مطرب
ترانهای بسرا حسب حال این عجمی
به بانگ چنگ بگو کای به رخ چراغ حرم
فَذاکَ روحی و قَلْبی وَ اِنْ اَبَحْتَ دَمی
به هرچه طبع تو مایل شود ز لطف و ستم
فَذاکَ غایَةُ قَصْدی وَ مُنتَهَی هِمَمی
چراست سوی تو روی جهانیان شب و روز
اگر نه قبله آفاق و کعبه حرمی
فراقنامه جامیست این نوشته که کرد
به نوکّ هر مژه از رشحه جگر قلمی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.