راز سخن

شمارهٔ ۴۴۳

تا چو قدح با دل پر خون نیی

تا چو قدح با دل پر خون نیی
کام ستان زان لب میگون نیی
تا نخوری غوطه به دریای اشک
طالب آن گوهر مکنون نیی
طره لیلی چه دهم با تو شرح
چون تو ازان سلسله مجنون نیی
از شکم ماهی بحر فنا
دم مزن ای شیخ که ذوالنون نیی
گفته ای از نیستی ام پر چو نی
لاف پری چند زنی چون نیی
روبه فزونی ننهی از کمی
گر زهمه در کمی افزون نیی
جامی اگر حلقه عشاق را
سر نشدی شکر که بیرون نیی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.