راز سخن

شمارهٔ ۳۴۷

دی تجربة المداد کردم

دی تجربة المداد کردم
وصف خط تو سواد کردم
شاگرد شدم خط لبت را
نسخ خط اوستاد کردم
هر نقطه که بر ورق نهدم
از خال و رخ تو یاد کردم
هر دال و الف که نقش بستم
زلف و قدت اعتقاد کردم
خط تو چو کرد رستن اغاز
اغاز« و ان یکاد» کردم
زلف تو شبم به آخر آورد
بر روی تو بامداد کردم
تا از غم خود رهم چو جامی
خود را به غم تو شاد کردم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.