شمارهٔ ۲۰۶
هر شب به تو مه روی به همخانگی آرد
هر شب به تو مه روی به همخانگی آرد
بر شمع تو پروانه ای پروانگی آرد
سویم ز فلک چون ز ملک نام تو پرسم
خورشید زمینی و مه خانگی آرد
باشد سرمردان به رهت خاک خوش آن کس
کوه ره به درت از سر مردانگی آرد
دست من و پیمانه ازان پیش که گردون
برآب و گلم صورت پیمانگی آرد
آب سخن از گوهر دندان تو جویم
تا از صدفی روی به دردانگی آرد
از صبر و خرد کی شودم کار به سامان
کز هر دو مرا عشق تو بیگانگی آرد
جامی مکن اندیشه خوبان پریروی
کین وسوسه آخر همه دیوانگی آرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.