راز سخن

شمارهٔ ۱۹۰

هر مست که می به دست گیرد

هر مست که می به دست گیرد
زان نرگس می پرست گیرد
آن را که فکند ساقت از پای
جز ساعد تو که دست گیرد
با قدر بلند سدره خود را
پهلوی قد تو پست گیرد
گر عشق تو بر فلک نهد بار
پشت وی ازان شکست گیرد
از زلف تو بخت کار ما را
تعلیم گشاد و بست گیرد
هر چند که سیست لام زلفت
صد ماهی دل به شست گیرد
جامی که و جام می که خود را
از لعل لب تو مست گیرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.