راز سخن

شمارهٔ ۱۳۳

مرا نیست بر خوردن باده باعث

مرا نیست بر خوردن باده باعث
بجز غفلت از عالم پر حوادث
چه جمعیت آید ز گردنده چرخی
که بر وضع واحد دوان نیست لابث
بده ساقیا می که بی بهره از وی
بود در همه شغل لاهی و عابث
ازان می که کنیت ابوالطیباتش
سزاوار باشد نه ام الخبائث
ازان می که سوگند تائب نگردد
ز شربش به شرع خردمند حانث
ازان می که مغنیست در کسب دانش
ز بسط اقاویل و طول مباحث
به می صرف کن جامیا هر چه داری
مکن صرفه چون ممسکان بهر وارث

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.