راز سخن

شمارهٔ ۷۵

بی تو شبم را اثر روز نیست

بی تو شبم را اثر روز نیست
شمع شبم انجمن افروز نیست
جز خط فیروزه تو بر دو لب
بر صف جانها شده فیروز نیست
وعده لطفت ز ازل آمده ست
قاعده این کرم امروز نیست
مصلحت آموزی رسوای عشق
مصلحت مصلحت آموز نیست
شب نجهد همچو شهاب از دلم
ناوک آهی که فلک دوز نیست
صید کمند تو نخواهد نجات
مرد بلا عافیت اندوز نیست
گفته جامی همه سوز است و درد
جان فسرد هرچه دراو سوز نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.