راز سخن

شمارهٔ ۶۲

چشم منی بر همه کس روشن است

چشم منی بر همه کس روشن است
خانه تو خانه چشم من است
سینه ز تو روزن و چشم دلم
بهر تماشای تو بر روزن است
دل به درت محرم و جان نیز هم
محنت هجر تو همه بر تن است
زاد دو صد غم شب هجر توام
راست بود آنکه شب آبستن است
سوخته هجر تو و کنج غم
زاویه گلخنیان گلخن است
زآتش تو خرمن خوبان بسوخت
خال تو یک دانه ازان خرمن است
قاعده عشق ز جامی طلب
زانکه درین مسئله صاحب فن است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.