راز سخن

شمارهٔ ۲۵

بی تاب شد از تب ورق نسرینت

بی تاب شد از تب ورق نسرینت
بی آب ز تبخاله لب شیرینت
تو خفته به سان چشم و من چون ابرو
با پشت خمیده بر سر بالینت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.