شمارهٔ ۹۶۴
وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانی
وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانی
دولتی چنین دریاب ای به دولت ارزانی
کیش کافران دارد نرگس تو کز مژگان
کرده صد مسلمان را رخنه در مسلمانی
در جفا کمر بستی عهد مهر بشکستی
نیک نیک بدعهدی سخت سست پیمانی
جاه و حشمت خوبی جاودان نمی ماند
داد بینوایان ده پیش از آنکه نتوانی
می نشانم اندر دل مهر قامتت لیکن
دانم این نهال آخر بر دهد پشیمانی
می کنم ز هجرانت سینه چاک چون لاله
وه که فاش خواهد داغ های پنهانی
عرصه جهان جامی غصه ای نمی ارزد
بهر بود و نابودش خویش را چه رنجانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.