شمارهٔ ۹۵۳
به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی
به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی
نماید، از مژه مجنون روان کند سیلی
سکون و صبر چه امکان چو بست قاید عشق
زمام خاطر مجنون به محمل لیلی
پی دعای فراغت ز عشق مجنون را
به کعبه برد پدر با صد آه و واویلی
گرفت حلقه که یارب به حق این خانه
که هر دمم سوی لیلی زیاده ده میلی
به آب زمزم اگر شست خرقه زاهد شهر
چه سود ازان چو ندارد طهارت ذیلی
گهی که بار دل خویش بر تو پیمایم
به عرض ارض و سماوات بایدم کیلی
عنان دل به کف توست بنده جامی را
اگر چه صف زده خوبان ز هر طرف خیلی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.