راز سخن

شمارهٔ ۹۲۴

عاشق و رندم و خراباتی

عاشق و رندم و خراباتی
فارغ از زاهد مناجاتی
در شهود کمال حسن ازل
کل شی ء اراه مرآتی
کل وقت اری محیاه
لیس الا اعز اوقاتی
کل حال اذوق بلواه
لیس الا اجل حالاتی
در خرابات عاشقان شب و روز
من و آن دلبر خراباتی
جرعه ای می کشیم و می کوشیم
فی طریق الهوی کما یاتی
با خراباتیان نشین جامی
بگسل از صوفیان طاماتی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.