شمارهٔ ۷۸۴
مرا تا کی ز کشتن بیم کردن
مرا تا کی ز کشتن بیم کردن
خوشا پیش تو جان تسلیم کردن
معلم چون تو شوخی را ندانست
به جز درس جفا تعلیم کردن
دهانت سر غیب آمد میان نیز
خرد را کی توان تفهیم کردن
گرفت از شش جهت عشق تو خواهد
مرا رسوای هفت اقلیم کردن
سعادتمندی ماه رخت را
جدا باید یکی تقویم کردن
بهای وصل اگر خواهی ز دیده
توان روی زمین پر سیم کردن
مگو جامی کم است از خس درین راه
خسی را تا کی این تعظیم کردن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.