شمارهٔ ۷۶۹
بیا جانا دل پر درد من بین
بیا جانا دل پر درد من بین
سرشک گرم و آه سرد من بین
غم مهجوری و بار صبوری
همه بر جان غم پرورد من بین
چو جان ازگرد تن دامن فشاند
به دامانت نشسته گرد من بین
تنم را سیل اشک آورد سویت
خس و خاشاک آب آورد من بین
مگو رنگی ندارد جامی از عشق
سرشک سرخ و روی زرد من بین
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.