راز سخن

شمارهٔ ۵۸۷

مایل به قامت تو بود طبع مستقیم

مایل به قامت تو بود طبع مستقیم
مجبول بر محبت تو فطرت سلیم
بعد از وجود جوهر فرد دهان تو
چون نفی جزو لایتجزی کند حکیم
ما را به عهد تو چه مجال سفر که شد
هر جا مسافری ست بر این آستان مقیم
در یتیم گوهر دندان توست و لب
بالای آن چو مرحمت و لطف بر یتیم
خال تو نقطه ای ست ز کلک دبیر صنعت
در برکشیده حلقه زلف تواش چو جیم
جان وقف آیت خط توست اینک آن دهان
بهر لزوم وقف به سرخی نوشته میم
تا زیر هر قدم کشدت تحفه ای جدا
جامی نشسته بر سر راهت دلی دو نیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.