راز سخن

شمارهٔ ۵۸۴

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام
علیک الف صلوة و الف الف سلام
فزوده پرتو روی تو نور مهر سپهر
شکسته معجز حسن تو قدر بدر تمام
به حشر اگر نگشایی ز لعل نوشین مهر
بهشتیان چه کنند از رحیق مسک ختام
نقاب اگر بگشایی ز رخ نداند کس
که طلعت تو کدام است و آفتاب کدام
ز خوان عام تو هر کس گرفته بهره خاص
به قدر مرتبه خویشتن چه خاص و چه عام
کدام دل که ز ارباب نطق و اهل بیان
لبت نبرد به لطف مقال و حسن کلام
ز فیض جام تو جامی مدام جرعه کش است
بلی نصیب بود خاک را ز کاس کرام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.