راز سخن

شمارهٔ ۵۲۷

حدیثی مشکل و سری ست مغلق

حدیثی مشکل و سری ست مغلق
که در کون و مکان کس نیست جز حق
حقیقت واحد است و وحدت او
بود مرد محقق را محقق
ولیکن ز اختلاف اعتبارات
گهی باشد مقید گاه مطلق
مجرد یابیش ز اطلاق و تقیید
اگر جلباب هستی را کنی شق
چو بندی از تصاریف شیون چشم
تو را مصدر نماید عین مشتق
کند هر دم بیان این نکته را عشق
ولی عقلش نمی دارد مصدق
نبخشد جان جامی را خلاصی
ز قید عقل جز جام مروق

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.