شمارهٔ ۴۷۲
درین ره خضر همت همرهم بس
درین ره خضر همت همرهم بس
حریم نیستی منزلگهم بس
حریف کنج خلوتخانه فقر
دل هشیار و جان آگهم بس
طراز آستین دلق تجرید
و ما توفیقی الا باللهم بس
چرا منت کشم بهر چراغی
فروغ مجلس از شمع مهم بس
مرا گر دولت شاهنشهی نیست
فراغ از دولت شاهنشهم بس
ز بیرون گر لباس تو به تو نیست
جگربسته درون خون ته تهم بس
چو جامی گر نه کوتاه آستینم
ز مشت سفله دست کوتهم بس
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.