شمارهٔ ۳۰۴
جان از آن لبها حکایت میکند
جان از آن لبها حکایت میکند
طوطی از شکر روایت میکند
هرکه میگوید حدیث سلسبیل
زان لب نوشین کنایت میکند
از رقیبان میکند پهلو تهی
جانب ما را رعایت میکند
چشم شوخش میکشد تیغ جفا
لعل جانبخشش حمایت میکند
دور ازان لب جان یکی نالان نی است
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
زان لب همچون شکر مانده جدا
«از جداییها شکایت میکند»
قتل جامی را چه حاجت زخم تیغ
غمزهای او را کفایت میکند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.