راز سخن

شمارهٔ ۱۶۸

لاله بی روی تو داغ دل ماست

لاله بی روی تو داغ دل ماست
داغ تو لاله باغ دل ماست
داغ خون این همه بر دامن ما
رشح خونابه داغ دل ماست
دل ما خاک درت گشته و غم
دربدر کرده سراغ دل ماست
طاق محراب خم ابرویت
سیه از دود چراغ دل ماست
چون بسوزد جگر از شعله شوق
بوی آن عطر دماغ دل ماست
واعظا لاف بلاغت چه زنی
وعظ تو لابه و لاغ دل ماست
طعن مشغول جهان جامی چند
شغل او بهر فراغ دل ماست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.