راز سخن

شمارهٔ ۱۱۴

ای واضح و الضحی جبینت

ای واضح و الضحی جبینت
واللیل نقاب عنبرینت
طاها ورقی ز داستانت
یاسین علمی بر آستینت
جنت اثری ز فیض مهرت
دوزخ شرری ز تف کینت
اسرار وجود را کماهی
دیده نظر خدای بینت
پیش تو سپهر چون زمین پست
عام همه روی بر زمینت
تو صاحب کان «کنت کنزا»
اعیان رسل قراضه چینت
چون بر تو خدای آفرین گفت
جامی چه سزای آفرینت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.