راز سخن

شمارهٔ ۹۸

بر درت جا کنند اهل نجات

بر درت جا کنند اهل نجات
رفع الله قدرهم درجات
گر تو خواهی زکات خوبی داد
ما فقیریم و مستحق زکات
هر که دارد وقوف ازین سر کوی
لا یرید الوقوف بالعرفات
تا تو شویی ز می لب چو شکر
آب شد قند و کوزه گشت نبات
خط سبز تو زیر سایه زلف
خضر حام حوله ظلمات
مردم از لعل تو به طالع من
خاصیت بین که داد آب حیات
توبه کردی شراب خور جامی
اتبع السیئات بالحسنات

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.