شمارهٔ ۶۶
کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ما
کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ما
که شد از عکس رخش نور همه ظلمت ما
آفتابی ست درخشنده که از طلعت او
رفت بر چرخ برین کوکبه دولت ما
می سرشتیم گل محنت از آب مژه شکر
که برآمد گل راحت ز گل محنت ما
جان ز کف رفت چه سازیم نثار قدمش
گر پس از مرگ خرامد به سر تربت ما
سگ او خواند رقیب از سر خواری ما را
این لقب در دو جهان بس سبب عزت ما
جان فشاندیم به خاک قدمش لیک چه سود
که نیفتاد قبول کرمش خدمت ما
غایب همت ما وصل وی آمد جامی
همتی دار که کاری بکند همت ما
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.