شمارهٔ ۶۳
با اسیران نظری نیست تو را
با اسیران نظری نیست تو را
بر غریبان گذری نیست تو را
چون نیاری دگرم پیش نظر
گر نظر با دگری نیست تو را
قول دشمن مشنو در حق من
که ز من دوست تری نیست تو را
سرم از خاک درت دور مکن
گر ز من درد سری نیست تو را
خون دل بر مژه ام بست جگر
چند گویی جگری نیست تو را
در دلت ناله ما را چه اثر
از وفا چون اثری نیست تو را
جامی از عشق بتان عار مدار
غیر ازین خود هنری نیست تو را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.