راز سخن

شمارهٔ ۸۴ - درد غربت

بی کس و بیچاره ام در خاک غربت کرد چرخ

بی کس و بیچاره ام در خاک غربت کرد چرخ
آه آه از درد غربتف داد داد از بی کسی
بی کسی و غربتم سهل است اما چون کنم
با جفاهای طلبکار و، ز جور مفلسی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.