شمارهٔ ۷۷ - سمند ناز
ای به وصلت، من خراب حریص!
ای به وصلت، من خراب حریص!
همچو عطشان، به شرب آب حریص
من ببوسیدن لب تو عجول
تو به نوشیدن شراب حریص
چشم مست تو روز و شب، خفته است
مست آری بود به خواب حریص
دل فرستاده ام به تحفه که هست
مست، برخوردن کباب حریص
تو سوار سمند ناز و، تو را
من به بوسیدن رکاب حریص
به تماشای ماه روی توام
همچو حربا بر آفتاب حریص
از خیال تو روز و شب «ترکی»
هست بر خواندن کتاب حریص
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.