شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزه
حوری صنمی، به کیش زرتشت
حوری صنمی، به کیش زرتشت
با ناوک غمزه ای مرا کشت
با ابروی تیزتر ز تیغش
زخمی بزد و به خونم آغشت
از بس که دلیر و جنگ جویی است
در جنگ کسی نبیندش پشت
پیوسته ز خون عاشقانش
پیداست خضاب در سر انگشت
«ترکی» تو ز عشق وی به پرهیز
کاقل نزند به نیشتر مشت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.