راز سخن

اشعار طنز

۳ - تو را از آنچه دارایی و مال است

این مثنوی را برای دوستی سروده‌ام که دفتر بازرگانی دارد و انسانی‌‌ست درستکار و فرهیخته ، اما چون

حرفه بازرگانی مانند شغل دربانی جهنم است! مضمونی شد تا این شعر را در وصف حرفهٔ او بسرایم.

پیش‌درآمد:

تو را از آنچه دارایی و مال استچو سنجیدم فقط خونت حلال است
نداری در شجاعت مثل و مانندنداری ترس حتی از خداوند! (۱)

****

من به وصفت می‌سرایم ای رفیقیار روز سختی و ایام ضیق (۲)
گر چه دائم غافلی از حال منغافلی از روز و ماه و سال من
هیچ می‌گویی که‌ «‌ سالک‌ » زنده استآخر او از دوستان بنده است!؟
ای به بَدجنسی تَک اندر روزگارشرمگین از خلقتت پروردگار
ای که شیطان از تو اُلگو ساختهدر رقابت با تو ، لنگ انداخته
ماکیاول ، ریزه‌خوار خوان توست (۳)در کلاس درس ، ابجد‌خوان توست
ای که خون دوستان در جام توبی‌وفایی ، ختم شد بر نام تو
ای که دستان همه اطرافیانرفته از دستت به سوی آسمان
گر که در جنت تو را مأوا شوددر جهنم ، بهر جا دعوا شود!
یک بیابان ، گرگ و مار و سوسمارجمله اندر دفترت مشغول کار
جملگی ، تمساح آدمخواره‌انددر شرارت ، عقرب جَرّاره‌اند
یک کُله ، در دست شد ابزارشاناز کُلاهی ، سکه کار و بارشان
از خلایق ، مؤمنون یا مشرکونبی‌کُله ، ناید از آن دفتر برون
در جهنم ، روح خولی و یزیدشادمان از دست اعمالت « سعید » (۴)

***********

۱ - این دو بیت به عنوان پیش درآمد و به وزن دیگری سروده شده است.

۲ - ضیق: سختی - تنگنا

۳ - نیکولو ماکیاولی سیاست‌مدار و فیلسوف ایتالیایی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) که نظریه‌ای سیاسی را برای حکومت به مردم ارائه داد.

وی اساس اخلاقیات را واژگون کرد. ماکیاول در این نظریه به کار بردن هر وسیله‌ای را در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد.

من به شوخی ، اعتقاد به چنین نظریه‌ای را به امور اقتصادی هم تعمیم داده‌ام.

۴ - نام دوست بازرگان شاعر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.