راز سخن

شمارهٔ ۱۲ - قطعه

قوام هیچ ندارد به دلمروت ورحم

قوام هیچ ندارد به دلمروت ورحم
گمانش اینکه خداوندگار درخواب است
نه آگه است و ندارد خبر ز کبر وغرور
که روزگار چو روداست وعمر چون آب است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.