شمارهٔ ۳۵۳
ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
آشفته تر از طره طرار تو بودیم
زآن پیش که زلف تو شوددام دل ما
از دانه خال توگرفتار تو بودیم
هستیم خبردار ز هر کار تو ای یار
شب تا به سحر در پس دیوار توبودیم
دانی به وجودآمده ایم ازعدم از چه
از بسکه همی طالب دیدار تو بودیم
حسن رخ تو شهره آفاق شد ازعشق
ما گرمی ورونق ده بازار توبودیم
منصور شد از عشق تو سردار سر دار
ای کاش که سردار سر دار تو بودیم
زآن پیش که روید نی وخیزد شکر از نی
شکر شکن از لعل شکربار تو بودیم
ما رانه تنی بود ونه جانی نه مزاجی
کز نرگس بیمار تو بیمار توبودیم
ما را که بهدهر این همه اقبال بلنداست
ز آنروست که گنجینه اسرار توبودیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.