راز سخن

شمارهٔ ۱۶۹

دست بر گیسو چودلبر می زند

دست بر گیسو چودلبر می زند
هر که بینی پا به عنبر می زند
چنگ بر دل می زند زلفش چنانک
پنجه شاهین بر کبوتر می زند
ترک چشم مست خونریزش مدام
بر دلم از مژه خنجر می زند
نام مژگانش چوآرم برزبان
هر سوموئیم نشتر می زند
از لب و دندان تعالی ماه من
طعنه بر یاقوت وگوهر می زند
چشم وچهر من هم اندر عشق او
این فشاند سیم وآن زر می زند
گر بت من پرده برگیرد ز رخ
آزر اندر جان آذر می زند
بلکه بنویسد بلنداقبال اگر
وصف او آتش به دفتر می زند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.