راز سخن

شمارهٔ ۹۶

زقامت کرده ای بر پا قیامت

زقامت کرده ای بر پا قیامت
قیامت قامتی ای سروقامت
به پایت کس نکرد ار جانفشانی
گران جانی نموده است از لئامت
چوازحسن تو زاهد با خبر نیست
ز عشقت می کندما را ملامت
تورامأموم گردد شیخ وزاهد
کنی از روی مستی گر امامت
به پیغامی دهی جان مردگان را
تعالی الله از این فضل وکرامت
گذشته ز اشک سرخ و چهره زرد
بود با عاشقانت صد علامت
بلند اقبال اگر عاشق نمی بود
ز جان و زندگی بودش ندامت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.