شمارۀ ۳۱
ولم گل بود و گل شیرازه می کرد
ولم گل بود و گل شیرازه می کرد
نگاهی بر در دروازه می کرد
دو چشمش برمن و دستش به سوزن
دمادم زخم باقر تازه می کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.